محور سوم اثربخشي باليني Clinical Effectiveness
محور چهارم
تعامل با بيمار و جامعه Patient and public involvement
در
اين محور به مسائلي چون اهميت ارائه مشاوره به بيماران و مديريت خدمات
ارتباطي، توجه به بيمار بعنوان شريك و درگير كردن او در امر درمان و ايجاد
فرهنگ انعطاف پذير و مشاركتي پرداخته مي شود. بر اساس اين محور بيمارستان
بايستي فرايند رسيدگي به شكايات را به منظور افزايش وفاداري، رضايت
بيماران و نيز بهبود كيفيت خدمات به گونه اي كارا و اثربخش طرح ريزي و
طراحي نمايد.
محور پنجم
مميزي باليني Clinical Audit
تعريف :مميزي باليني فرايندي است نظام مند كه در قالب انجام مراحل مختلف به ارتقا كيفيت خدمات سلامت در يك حيطه مشخص مي پردازد. مميزي
باليني در حقيقت آنچه در سيستم در حال انجام است را به طور مرتب منعكس مي
كند. از ديگر وظايف اين محور معرفي فعاليتها و واحدهاي برتر و عالي در سطح
سازمان مي باشد. با اين وجود مميزي باليني بايد واقع گرايانه همراه با
بررسي منابع مورد نياز باشد. در واقع مميزي باليني جنبه هاي مختلف طبابت
فعلي اعم از تشخيص،درمان،مراقبت از بيماران و نحوه استفاده از منابع را
مورد بررسي قرار داده و با استاندارد ها مقايسه مي كند و با شناسايي و رفع
تفاوت ها و نقص ها در جهت انطباق انها با بهترين طبابت ممكن اقدام
نمايد.اين استاندارد ها كه جنبه هاي قابل سنجش مراقبت از بيمار را تعريف مي
كنند بايد همواره مبتني بر شواهد باشند. حيطه هاي مميزي باليني
ساختار: مجموع منابعي است كه سيستم را قادر به ارائه خدمت يا مراقبت درماني ميسازد. فرايند: خود فرايند ارائه خدمات درماني- مراقبتي و روشهاي آن است. نتيجه: اثر نهايي فعاليت هاي انجام شده بر سلامتي و كيفيت زندگي دريافت كنندگان خدمات
محور ششم
مديريت كاركنان Staff Management
همانطور
كه از نام اين محور پيداست به كاركنان به عنوان يكي از اركان اساسي سازمان
توجهي ويژه نموده و در زمينه هاي طراحي خط مشي ها، روش هاي اجرايي به روز
شده و قراردادهاي كاري، پايش عملكرد كاركنان، توسعه ي آنها و آموزش و
يادگيري فعاليت مي كند. مديريت كاركنان، به موضوعاتي ميپردازد كه مهمترين
منبع ارائه خدمات باليني (كاركنان) را در راستاي اهداف حاكميت خدمات باليني
قرار دهد. مطمئناً رسيدن به اهداف ”كيفيت“ و ”پاسخگويي“ در خدمات باليني،
بدون اعمال مديريت صحيح و اصولي بر كاركنان امكانپذير نيست. از همين روست
كه مديريت كاركنان به عنوان يكي از اركان حاكميت خدمات باليني شناخته شده
است
محور هفتم
آموزش و يادگيري Education and Training
همانگونه
كه از نام اين حيطه پيداست به آموزش كاركنان نگاهي ويژه داشته و سازمان را
موظف مي كند تا به تخصيص زماني جهت آموزش كاركنان، تدوين استراتژي و
برنامه عملي مشخص، دسترسي مناسب و مرتبط تمامي كاركنان به امكانات آموزشي،
مديريت آموزش و استفاده از نتايج برنامه هاي توسعه فردي جهت برنامه ريزي
آموزشي توجه ويژه اي داشته باشد. آموزش مداوم بر اساس نيازهاي حرفه اي
پرسنل از اصول مهم CG است.اين كار را مي شود با روش هاي مصاحبه و پرسش نامه و در عين حال با استفاده از نياز هاي هر شغل انجام داد.
از آنچه در فوق بدان اشاره شد مي توان دريافت كه در مواردي نظير رسيدگي به شكايت و رضايت بيماران، فرآيند احيا، خطاهاي دارويي، تحليل علت ريشه اي رويدادها، تحليل مرگ و مير و ارزيابي دليل ترخيص با ميل شخصي، حاكميت باليني مي تواند تاثير گذار باشد.