مبانی تفسیر الکتروکاردیوگرام
سیر الکتروکاردیوگرام رفتن به فهرست [ویرایش] |
|
برای تفسیر یک الکتروکاردیوگرام باید مراحل زیر طی شود :
تحلیل برداری الکتروکاردیوگرام طبیعی : موج P این موج نشان دهنده دپلاریزاسیون دهلیزی است . دپلاریزاسیون دهلیزی و به دنبال آن انقباض دهلیزها از گره ی سینوسی شروع شده و در تمام جهات بر روی دهلیزها پخش می شود . مدت P در حدود 08/0 ثانیه است و ولتاژ آن در هیچ لیدی نباید از 5/2میلی لیتر بیشتر باشد . کمپلکس QRS کمپلکس QRS نمایانگر دپلاریزاسیون بطن هاست اما این کمپلکس همچنان به عنوان انقباض بطنی در نظر گرفته می شود . کمپلکس QRS از سه موج Q ، R و S تشکیل شده است که از دپلاریزاسیون بطن ها در جهت های مختلف ناشی می شوند و اندازه ی هر کدام از این موج ها در EKG ، بسته به مکان اکترود تغییر می کند . در بطن ها به ترتیب سپتوم بین بطنی ، apex و سپس ناحیه قاعده قلب دپلاریزه می شوند . در صورتی که امواج دپلایزاسیون به الکترود نزدیک شوند در EKG موج مثبت و در صورتی که از الکترود دور شوند موج منفی ثبت خواهد شد ( به عنوان مثال اگر الکترود در سما چپ قلب قرار گرفته باشد ، امواج دپلاریزاسیون بطنی به الکترود نزدیک شده و موج مثبت ثبت می گردد ولی در صورتی که الکترود در سمت راست قلب قرار داده شود این امواج از الکترود دور شده و یک موج ثبت می شود . ) در ابتدای کمپلکس QRS ، موج پاین رونده Q وجود دارد که در زیر خط ایزوایکتریک قرار می گیرد . به دنبال موج Q ، موج بالارونده R وجود دارد که در بالای خط ایزوالکتریک است . در انتهای موج R ، در زیر خط ایزوالکتریک موج S ثبت می گردد . مدت زمان کمپلکس QRSنرمال 12/0 -04/0 ثانیه است . در خواندن کمپلکس QRS در EKG نکات زیر باید رعایت گردد : بسیار رایج است که حروف کوچک ( و نه بزرگ ) جهت بیان امواج کوچک در کمپلکس QRS استفاده شود . به عنوان مثال کمپلکس qR نشان دهنده ی موج کوچک q و موج بزرگ R است و با کمپلکس rS ، یک موج کوچک r و یک موج عمیق S را بیان می کند . هر موج مثبتی که بالای خط ایزوالکتریک باشد ، موج R در نظر گرفته می شود . موج بالارونده و مثبت اول R و موج بالارونده و مثبت دوم R+ گفته می شود. اگر پیش از موج Q یک بخش بالارونده در کمپلکس QRS دیده شود ، آن یک موج Q نیست و همیشه به طور قراردادی ، موج Q ( هر وقت وجود داشته باشد ) اولین موج در کمپلکس است . هر موج پایین رونده ای که قبل از آن یک موج بالارونده وجود داشته باشد ، موج S است . افتراق بین امواج پایین رونده Q و S ، در واقع بسته به این دارد که آنها قبل یا بعد از موج R آمده باشند . موج Q قبل از R اتفاق می افتد و موج S در ادامه موج R می آید . در صورتی که تنها یک موج پایین رونده وجود داشته باشد ، با توجه به اینکه نمی توانیم مشخص کنیم که موج مذکور Q است یا S آن را موج QS در نظر می گیریم و اگر فقط یک موج بالاونده وجود داشته باشد ، آن را موج R می نامند . موج T : موج T نشاندهنده رپلاریزاسیون بطنی است و هم جهت با کمپلکس QRS و در بالای خط ایزوالکتریک قرار دارد . با توجه به اینکه نخست سپتوم و سایر نواحی اندوکاردی و سپس اپی کارد دپلاریزه می شوند ، منطقی به نظر می رسد که نخست همین نواحی رپلاریزه شوند ؛ اما معمولاً چنین نمی شود زیرا انقباض سپنوم و سایر نواحی اندوکاردی طولانی تر است و لذا این نواحی کندتر از قسمت اعظم سطوح خارجی قلب رپلاریزه می شوند . بنابراین ابتدا نواحی اپی کارد و سپس اندوکارد رپلاریزه می شوند که سبب هم جهت بودن موج T یا کمپلکس QRS می گردد . علت ترتیب غیرعادی رپلاریزاسیون این است که فشار زیاد درون بطن ها در هنگام انقباض ، تا حدود زیادی جریان خون به اندوکارد را کم می کند و بدین ترتیب روند دپلاریزاسیون در نواحی اندوکاردی است . بعد از موج T ، یک موج U وجود دارد که نشاندهنده ی رپلاریزاسیون الیاف بزرگتر است . این موج غالباً در EKG دیده نمی شود . قطعه ی PR : به خط ایزوالکتریک بین P و QRS قطعه ی PR گفته می شود که نشان دهنده ی دپلاریزاسیون آهسته در AV node است . PR interval : از شروع موج P تا شروع کمپلکس PR interval , QRS نامیده می شود که شامل دپلاریزاسیون دهلیزها و قطعه ی PR است . بازه ی زمانی نرمال PR interval 20/0 -12/0 ثانیه است . در بعضی از اختلالات AV node ممکن است ایمپالس سریعتر از حالت معمول هدایت شده و PR interval کمتر از 12/0 ثانیه ثبت گردد . در بعضی دیگر از حالات نیز ممکن است AV node هیچ ایمپالس را از خود عبور نداده و موج P از کمپلکس QRS جدا شود . قطعه ی ST : از انتهای کمپلکس QRS با شروع موج T ، قطعه ی ST گفته می شود . این قطعه نمایانگر فاز کفه ( ورود یون های کلسیم به داخل سلول های قلبی ) در رپلاریزاسیون بطنی است . اگر قطعه ST از خط ایزوالکتریک بالاتر یا پایین تر قرار گیرد . معمولاً نشانه ای از یک پاتولوژی جدی است که ممکن است نشانگر مشکلات قلب و عروق باشد . ایسکمی ها و بیماری های کرونر که سبب اختلالات در رپلاریزاسیون سلول های قلبی می شوند تغییراتی در قطعه ی ST ایجاد می نمایند . در این حالت ممکن است قطعه ST پایین تر از خط ایزوالکتریک و نزولی بوده (Sloping Down) و یا به صورت بالارونده در بالای خط ایزوالکتریک قرار گیرد . (Up Sloping) ST interval : ST interval از شروع قطعه ی ST تا پایان موج T را شامل می شود . J point : J point نقطه ی ایزوالکتریک در انتهای کمپلکس QRS با شروع قطعه ی ST است که در بعضی از اختلالات قلبی ، j point در بالا یا پایین خط ایزوالکتریک قرار می گیرد . تعیین تعداد ضربان قلب از روی EKG : یکی از مسائل مهم در خواندن EKG ، تعیین تعداد ضربان قلب در دقیقه است که به دو صورت می توان آن را از روی الکتروکاردیوگرام تعیین کرد :
الف) تعداد ضربان قلب در دقیقه =
ب ) تعداد ضربان قلب در دقیقه = در حالت نرمال و طبیعی همانند روش فوق ، استفاده از تعداد خانه های بین دو موج P جهت محاسبه ی Heart Rate تفاوتی با تعداد ضربان قلب ندارد ولی به دو علت زیر از کمپلکس های QRS جهت تعداد ضربان قلب استفاده می شود : الف) گاهی اوقات به دلیل وجود بلوک و یا اختلالاتی دیگر به تعداد موج P ، کمپلکس QRS وجود ندارد . ب) از نظر کلینیکی ، تعداد ضربان بطن است که Cardiac Output و فشارخون ایجاد می نماید . |
لیدهای الکتروکاردیوگرافی رفتن به فهرست [ویرایش] |
|
12 لید ( اشتقاق ) قلبی وجود دارد که جهت ثبت الکتروکاردیوگرافی مورد استفاده قرار می گیرد . لیدهای تک قطبی اندام ها aVR : در این حالت الکترود قرمز به دست راست بسته می شود . aVL : در این لید الکترود زرد به دست چپ بسته می شود . aVF : در این استقاق الکترود سبز به پای چپ وصل می شود . لیدهای دو قطبی اشتقاق های استاندارد دو قطبی به اتصالات الکتریکی بین اندام های بیمار و الکتروکاردیوگرافی جهت ثبت EKG گفته می شود . لید I : در این اشتقاق الکترودها به دست راست و دست چپ وصل می شوند . الکترود منفی یا آند به دست راست و الکترودمثبت یا کاتد به دست چپ بسته می شود . لید II : این اشتقاق بین دست راست و پای چپ می باشد . به دست راست الکترود منفی یا آند بسته می شود و به پای چپ الکترود مثبت یا کاتد . لید III : این لید بین دست چپ و پای چپ بسته می شود . در این حالت به پای چپ الکترود مثبت و به دست چپ الکترود منفی بسته می شود . لیدهای سینه ای ( لیدهای پره کوردیال ) : شش اشتقاق سینه ای وجود دارد که توسط شش الکترودی که روی سینه بیمار قرار دارند ثبت می شوند . V1 : این اشتقاق در سمت راست استرنوم روی فضای بین دنده ای چهارم قرار می گیرد . زاویه استرنوم بهترین مارکر جهت پیدا کردن فضای بین دنده ای چهارم است . زاویه استرنوم در محاذات فضای بین دنده ای دوم می باشد ( این زاویه به صورت یک برجستگی در محل اتصال مانبریوم و تنه ی استرنوم قرار دارد . ) V2 : این لید در سمت چپ استرنوم روی فضای بین دنده ای چهارم نصب می شود . V3 : لید V3 به صورت Oribe بین V2 و V4 قرار می گیرد . V4 : در زیر Nipple روی فضای بین دنده ای پنجم ( تقاطع خط Midclavicular با فضای بین دنده ای پنجم ) وصل می شود . V5 : این اشتقاق به صورت همسطح با V4 در تقاطع بین Anterior axilary و فضای بین دنده ای پنجم قرار می گیرد . V6 : لید V6 به صورت همسطح با V4 در تقاطع Midaxilary line و فضای بین دنده ای پنجم نصب می شود . در لیدهای سینه ای با توجه به اینکه دپلاریزاسیون عضله ی قلبی از جهت های مختلف ثبت می گردد ، کمپلکس QRS هم شکل های متفاوتی خواهد داشت . به عنوان مثال الکتروکاردیوگرام ثبت شده از اشتقاق V1 در یک قلب طبیعی منفی است . چون الکترود سینه در این اشتقاق به قاعده ی قلب نزدیک تر است تا به نوک قلب و قاعده ی قلب در روند دپلاریزاسیون بطنی همسو با الکترونگاتیویته قرار دارد . ( الکترود کاتد روی بارهای منفی قرار گرفته است ) ولی کمپلکس QRS در اشتقاق V4 عمدتاً مثبت است چون الکترود سینه ای این لید در طول دپلاریزاسیون بطنی ، اغلب همسو با الکترودپوزیتیویته است . ( اغلب الکترود کاتد روی بارهای مثبت قرار گرفته است ) . با توجه به اینکه V1 به دهلیز و بطن راست نزدیکتر است ، بنابراین اختلالات دهلیز و بطن راست را بهتر ثبت می نماید ولی اختلالات و بیماری های دهلیز و بطن چپ به وسیله ی اشتقاق V1 بهتر و راحت تر قابل تشخیص است . |

