سیر الکتروکاردیوگرام رفتن به فهرست [ویرایش]


برای تفسیر یک الکتروکاردیوگرام باید مراحل زیر طی شود :

  1. ریتم
  2. تعداد ضربان
  3. محور قلب
  4. موج P
  5. PR Interval ( فاصله بین  P تا R )
  6. اندازه و جهت  QRS
  7. قطعه ی  ST
  8.  T

تحلیل برداری الکتروکاردیوگرام طبیعی :

موج P

این موج نشان دهنده دپلاریزاسیون دهلیزی است . دپلاریزاسیون دهلیزی و به دنبال آن انقباض دهلیزها از گره ی سینوسی شروع شده و در تمام جهات بر روی دهلیزها پخش می شود . مدت P در حدود 08/0 ثانیه است و ولتاژ آن در هیچ لیدی نباید از 5/2میلی لیتر بیشتر باشد .

کمپلکس  QRS

کمپلکس QRS نمایانگر دپلاریزاسیون بطن هاست اما این کمپلکس همچنان به عنوان انقباض بطنی در نظر گرفته می شود . کمپلکس  QRS از سه موج  Q  ، R و S تشکیل شده است که از دپلاریزاسیون بطن ها در جهت های مختلف ناشی می شوند و اندازه ی هر کدام از این موج ها در EKG ، بسته به مکان اکترود تغییر می کند . در بطن ها به ترتیب سپتوم بین بطنی ، apex و سپس ناحیه قاعده قلب دپلاریزه می شوند .

در صورتی که امواج دپلایزاسیون به الکترود نزدیک شوند در EKG موج مثبت و در صورتی که از الکترود دور شوند موج منفی ثبت خواهد شد ( به عنوان مثال اگر الکترود در سما چپ قلب قرار گرفته باشد ، امواج دپلاریزاسیون بطنی به الکترود نزدیک شده و موج مثبت ثبت می گردد ولی در صورتی که الکترود در سمت راست قلب قرار داده شود این امواج از الکترود دور شده و یک موج ثبت می شود . )

در ابتدای کمپلکس  QRS ، موج پاین رونده  Q وجود دارد که در زیر خط ایزوایکتریک قرار می گیرد . به دنبال موج Q ، موج بالارونده  R وجود دارد که در بالای خط ایزوالکتریک است . در انتهای موج R ، در زیر خط ایزوالکتریک موج  S ثبت می گردد .

مدت زمان کمپلکس  QRSنرمال 12/0 -04/0 ثانیه است .

در خواندن کمپلکس  QRS در EKG نکات زیر باید رعایت گردد :

بسیار رایج است که حروف کوچک ( و نه بزرگ ) جهت بیان امواج کوچک در کمپلکس  QRS استفاده شود . به عنوان مثال کمپلکس  qR نشان دهنده ی موج کوچک  q و موج بزرگ  R است و با کمپلکس rS ، یک موج کوچک r و یک موج عمیق S  را بیان می کند .

هر موج مثبتی که بالای خط ایزوالکتریک باشد ، موج  R در نظر گرفته می شود . موج بالارونده و مثبت اول  R و موج بالارونده و مثبت دوم  R+ گفته می شود.

اگر پیش از موج Q یک بخش بالارونده در کمپلکس  QRS دیده شود ، آن یک موج  Q نیست و همیشه به طور قراردادی ، موج  Q ( هر وقت وجود داشته باشد ) اولین موج در کمپلکس است .

هر موج پایین رونده ای که قبل از آن یک موج بالارونده وجود داشته باشد ، موج  S است .

افتراق بین امواج پایین رونده  Q و S ، در واقع بسته به این دارد که آنها قبل یا بعد از موج  R آمده باشند . موج  Q قبل از  R اتفاق می افتد و موج  S در ادامه موج  R می آید .

در صورتی که تنها یک موج پایین رونده وجود داشته باشد ، با توجه به اینکه نمی توانیم مشخص کنیم که موج مذکور  Q است یا  S آن را موج  QS در نظر می گیریم و اگر فقط یک موج بالاونده وجود داشته باشد ، آن را موج  R می نامند .

موج  T :

موج T نشاندهنده  رپلاریزاسیون بطنی است و هم جهت با کمپلکس  QRS و در بالای خط ایزوالکتریک قرار دارد .

با توجه به اینکه نخست سپتوم و سایر نواحی اندوکاردی و سپس اپی کارد دپلاریزه می شوند ، منطقی به نظر می رسد که نخست همین نواحی رپلاریزه شوند ؛ اما معمولاً چنین نمی شود زیرا انقباض سپنوم و سایر نواحی اندوکاردی طولانی تر است و لذا این نواحی کندتر از قسمت اعظم سطوح خارجی قلب رپلاریزه می شوند . بنابراین ابتدا نواحی اپی کارد و سپس اندوکارد رپلاریزه می شوند که سبب هم جهت بودن موج  T یا کمپلکس  QRS می گردد . علت ترتیب غیرعادی رپلاریزاسیون این است که فشار زیاد درون بطن ها در هنگام انقباض ، تا حدود زیادی جریان خون به اندوکارد را کم می کند و بدین ترتیب روند دپلاریزاسیون در نواحی اندوکاردی است .

بعد از موج T ، یک موج U وجود دارد که نشاندهنده ی رپلاریزاسیون الیاف بزرگتر است . این موج غالباً در  EKG  دیده نمی شود .

قطعه ی  PR :

به خط ایزوالکتریک بین P و QRS قطعه ی  PR گفته می شود که نشان دهنده ی دپلاریزاسیون آهسته در  AV node است .

 PR interval :

از شروع موج P تا شروع کمپلکس  PR interval , QRS نامیده می شود که شامل دپلاریزاسیون دهلیزها و قطعه ی  PR است . بازه ی زمانی نرمال  PR interval 20/0 -12/0 ثانیه است .

در بعضی از اختلالات  AV node ممکن است ایمپالس سریعتر از حالت معمول هدایت شده و  PR interval کمتر از 12/0 ثانیه ثبت گردد . در بعضی دیگر از حالات نیز ممکن است  AV node هیچ ایمپالس را از خود عبور نداده و موج  P از کمپلکس  QRS جدا شود .

قطعه ی  ST :

از انتهای کمپلکس  QRS با شروع موج  T ، قطعه ی  ST گفته می شود . این قطعه نمایانگر فاز کفه ( ورود یون های کلسیم به داخل سلول های قلبی ) در رپلاریزاسیون بطنی است . اگر قطعه  ST از خط ایزوالکتریک بالاتر یا پایین تر قرار گیرد . معمولاً نشانه ای از یک پاتولوژی جدی است که ممکن است نشانگر مشکلات قلب و عروق باشد . ایسکمی ها و بیماری های  کرونر که سبب اختلالات در رپلاریزاسیون سلول های قلبی می شوند تغییراتی در قطعه ی ST ایجاد می نمایند . در این حالت ممکن است قطعه  ST پایین تر از خط ایزوالکتریک و نزولی بوده (Sloping Down) و یا به صورت بالارونده در بالای خط ایزوالکتریک قرار گیرد .  (Up Sloping)

 ST interval :

ST interval از شروع قطعه ی  ST تا پایان موج  T را شامل می شود .

 J point :

 J point نقطه ی ایزوالکتریک در انتهای کمپلکس  QRS با شروع قطعه ی  ST است که در بعضی از اختلالات قلبی ،  j point در بالا یا پایین خط ایزوالکتریک  قرار می گیرد .

تعیین تعداد ضربان قلب از روی  EKG :

یکی از مسائل مهم در خواندن EKG ، تعیین تعداد ضربان قلب در دقیقه است که به دو صورت می توان آن را از روی الکتروکاردیوگرام تعیین کرد :

الف) تعداد ضربان قلب  در دقیقه  =

ب ) تعداد ضربان قلب در دقیقه =

در حالت نرمال و طبیعی همانند روش فوق ، استفاده از تعداد خانه های بین دو موج  P جهت محاسبه ی  Heart Rate تفاوتی با تعداد ضربان قلب ندارد ولی به دو علت زیر از کمپلکس های  QRS جهت تعداد ضربان قلب استفاده می شود :

الف) گاهی اوقات به دلیل وجود بلوک و یا اختلالاتی دیگر به تعداد موج  P ، کمپلکس  QRS وجود ندارد .

ب) از نظر کلینیکی ، تعداد ضربان بطن است که Cardiac Output و فشارخون ایجاد می نماید .

لیدهای الکتروکاردیوگرافی رفتن به فهرست [ویرایش]


12 لید ( اشتقاق ) قلبی وجود دارد که جهت ثبت الکتروکاردیوگرافی مورد استفاده قرار می گیرد .

لیدهای تک قطبی اندام ها

aVR : در این حالت الکترود قرمز به دست راست بسته می شود .

aVL : در این لید الکترود زرد به دست چپ بسته می شود .

aVF : در این استقاق الکترود سبز به پای چپ وصل می شود .

لیدهای دو قطبی

اشتقاق های استاندارد دو قطبی به اتصالات الکتریکی بین اندام های بیمار و الکتروکاردیوگرافی جهت ثبت EKG گفته می شود .

لید I : در این اشتقاق الکترودها به دست راست و دست چپ وصل می شوند . الکترود منفی یا آند به دست راست و الکترودمثبت یا کاتد به دست چپ بسته می شود .

لید II : این اشتقاق بین دست راست و پای چپ می باشد . به دست راست الکترود منفی یا آند بسته می شود و به پای چپ الکترود مثبت یا کاتد .

لید  III : این لید بین دست چپ  و پای چپ بسته می شود . در این حالت به پای چپ الکترود مثبت و به دست چپ الکترود منفی بسته می شود .

لیدهای سینه ای ( لیدهای پره کوردیال ) :

شش اشتقاق سینه ای وجود دارد که توسط شش الکترودی که روی سینه بیمار قرار دارند ثبت می شوند .

 V1 : این اشتقاق در سمت راست استرنوم روی فضای بین دنده ای چهارم قرار می گیرد . زاویه استرنوم بهترین مارکر جهت پیدا کردن فضای بین دنده ای چهارم است . زاویه استرنوم در محاذات فضای بین دنده ای دوم می باشد ( این زاویه به صورت یک برجستگی در محل اتصال مانبریوم و تنه ی استرنوم قرار دارد . )

 V2 : این لید در سمت چپ استرنوم روی فضای بین دنده ای چهارم نصب می شود .

 V3 : لید V3 به صورت  Oribe بین  V2 و  V4 قرار می گیرد .

V4 : در زیر  Nipple روی فضای بین دنده ای پنجم ( تقاطع خط  Midclavicular با فضای بین دنده ای پنجم ) وصل می شود .

 V5 : این اشتقاق به صورت همسطح با  V4 در تقاطع بین  Anterior axilary و فضای بین دنده ای پنجم قرار می گیرد .

 V6 : لید  V6 به صورت همسطح با  V4 در تقاطع Midaxilary line و فضای بین دنده ای پنجم نصب می شود .

در لیدهای سینه ای با توجه به اینکه دپلاریزاسیون عضله ی قلبی از جهت های مختلف ثبت می گردد ، کمپلکس  QRS هم شکل های متفاوتی خواهد داشت .

به عنوان مثال الکتروکاردیوگرام ثبت شده از اشتقاق  V1 در یک قلب طبیعی منفی است . چون الکترود سینه در این اشتقاق به قاعده ی قلب نزدیک تر است تا به نوک قلب و قاعده ی قلب در روند دپلاریزاسیون بطنی همسو با الکترونگاتیویته قرار دارد . ( الکترود کاتد روی بارهای منفی قرار گرفته است ) ولی کمپلکس  QRS در اشتقاق  V4 عمدتاً مثبت است چون الکترود سینه ای این لید در طول دپلاریزاسیون بطنی ، اغلب همسو با الکترودپوزیتیویته است . ( اغلب الکترود کاتد روی بارهای مثبت قرار گرفته است ) .

با توجه به اینکه  V1 به دهلیز و بطن راست نزدیکتر است ، بنابراین اختلالات دهلیز و بطن راست را بهتر ثبت می نماید ولی اختلالات و بیماری های دهلیز و بطن چپ به وسیله ی اشتقاق  V1 بهتر و راحت تر قابل تشخیص است .